گزارش صعود به قله خلنو
طبق برنامه شش ماهه اول سال 89 گروه کوهنوردی کوهسار 86، برنامه صعود به قله خلنو به ارتفاع 4385 متر(اردوی اول آرارات)در روز پنج شنبه مورخ 3/3/89 به سرپرستی آقای اسدالله نصیری آغاز شد.
طبق اطلاعیه برنامه، که یک هفته قبل از برنامه توسط سرپرست در سایت ثبت شده بود اعضای محترم گروه در ابتدای جاده لشگرک روی پل شهید بابایی راس ساعت16 حاضر شدند، ناگفته نماند به علت تاخیر یکی از همنوردان به مدت 20 دقیقه شروع برنامه با تاخیرآغاز شد و در این فاصله سرپرست برنامه دورنمایی از برنامه را به اعضای حاضر ارايه دادند، در ضمن به علت عدم ثبت نام به موقع يكي از اعضا، مبلغ 2000 تومان جریمه نقدی از ایشان دریافت شد.
قله خلنو از جمله قلل البرز مرکزی است و در منطقه رودبار قصران قرار دارد، که نزد عموم مردم به منطقه(اوشان فشم) معروف است. لالون روستایی است که مسیر عبور برای رسیدن به قله می باشد و مختصات N:35-57-59،E:21-60-34 را GPS براي این روستا ثبت ميكند.
برای رفتن به لالون از فلکه چهارم تهران پارس تاکسیهایی هستند که تا بخش فشم مسافر جابجا می کنند. با رسیدن به فشم میدان کوچکی به چشم می خورد که خيابان سمت راست به طرف زایگان، لالون و گرمابدره و خيابان سمت چپ به شمشک و دیزین منتهی میشود.
مسافت از ابتداي جاده لشكرك تا دو راهي لالون در انتهاي روستاي زايگان 31 کیلومتر بوده كه تقریبا در مدت زمان 45 دقیقه طي شد. این مسیر به علت باریک بودن و داشتن پیچهای خطرناك نیاز به دقت زیادی در رانندگی دارد.
از آنجایی که گروه کوه مستان نیز قرار بود در این صعود همراه گروه کوهسار 86 باشند حدود 15 دقیقه نیز منتظر اعضای این گروه بودیم تا رسیدند.
طبق برنامه ریزی سرپرست برنامه، صعود به قله در دو مرحله اجرا شد.
مرحله اول: روز پنجشنبه مورخ 3/3/89 حرکت از اول جاده لشكرك (ساعت 16) به روستای لالون به مدت 1 ساعت و ادامه برنامه با حرکت از لالون(ساعت17:15) به تلخ آب به مدت 2:30 پس از استراحت کوتاه به مدت 10 دقیقه(19:50) حرکت به طرف آبشار به مدت 40 دقیقه پیش بینی شده بود(ساعت20:30)، کل زمان برای اجرای مرحله اول 4:30 در نظرگرفته شده بود که گروه با حرکت در ساعت 17 از لالون راس ساعت 20:30 باید در منطقه آبشار مستقر میشدیم(شب مانی) اما با تاخیرهای مکرر برنامه طبق پیش بینی پیش نرفت.
مرحله دوم: روزجمعه مورخ4/3/89 بیدارباش ساعت 4:30 و حرکت ساعت 5:00 از آبشار به طرف گردنه ورزا به مدت 2:30 و صرف صبحانه و سپس حرکت به طرف قله برج و قله خلنو پیش بینی شده بود که راس ساعت 11:30 روی قله خلنو باشیم.

در قسمت انتهایی روستا که مشرف به تنگه لالون و رودخانه پر آب لالون بود، برای پارک خودروها به دنبال صاحب زمین خالی که اطرافش دیوار چینی شده بود را جستجو کردیم تا با رضایت وی این کار را انجام دهیم اما با پیدا نکردن صاحب زمین قرار شد خوردروها را پارک کنیم و پس از بازگشت رضایت وی را جلب نماییم .


گروه کوهسار86، با 16 نفر ازهمنوردان به جلوداری آقای حسین منفردی و عقب داری آقای یاسر قانعی اولین برنامه تمرینی براي صعود به آرارات را با صعود به قله 4385متری خلنو پس از آماده شدن راس ساعت 18:20 رسما آغاز کردند.
در توصیف مسیر دره لالون، زبان قاصر است اما همین اندازه باید گفت: مسیر زیبایی بود و بیشتر پوشش گیاهی منطقه اسپند بود که با عطرخاصی فضای دره را مطبوع کرده بود. هر چند درختان گردو، آلبالو و گیلاس نیز به چشم میخورد. در مسیر حرکت گروه به طرف قله، رودخانه نیز با ما هم مسیر بود و صدای روح بخش حرکت آب و نیز صدای دلنشین پرندگان، زیبایی مسیر را دوچندان میکرد. با توجه به سنگلاخ بودن مسیر بیشترین سرسبزی در بالای دامنه کوههای مشرف به دره قابل مشاهده بود. با نسیم خنکی که می وزید باعث نوازش روح می شد و همه طراوت و شادابی و سرسبزی ناشی از سخاوت آب بود.

پس از دور شدن از روستا در لابهلای صخرههای عظیم دره لالون و دادن شماره به هر عضو و شمارش گروه، راس ساعت 18:49 به منبع آب سیمانی رسیدیم، و در این محل برای تهیه آب آشامیدنی سالم و کم کردن لباسهای اضافی اقدام کردیم.
در این نقطه اعضای محترم گروه کوهمستان که دیرتر از گروه ما حرکت کرده بودند به ما رسیدند.
پس از طی مدت نیم ساعت از محل منبع آب سیمانی به اولین پیچ رودخانه برخوردیم که باید از آن عبور می کردیم.

برخی از خانمهای گروه با سوار شدن بر قاطر و برخی دیگر مانند آقایان با استفاده از طناب از رودخانه عبور کردند.



نکته مهم در این مورد، رعایت اصول ایمنی توسط اعضای محترم گروه برای عبور از رودخانه مشهود بود. زیرا هیچ یک از روی سنگها نمی پریدند و با استفاده از دمپایی یا صندل که قبل از برنامه در اطلاعیه گنجانده شده بود و با کمک گرفتن از طناب به صورت اصولی از رودخانه عبور میکردند.
عمق رودخانه برخی اوقات تا زانو میرسید و با آب بسیارسردی که داشت عبور با مشکل همراه بود. پس از عبور از رودخانه دوباره اعضا کفشها را به پا کرده و ادامه مسیر دادند و این عبورتا سه مرتبه از عرض رودخانه انجام شد که خوشبختانه مورد خاصی پیش نیامد و با سلامتی از این مرحله عبور کردیم. این مرحله با افت و خیز و هیجانی که داشت یک ساعت بیشتر از مدت زمانی که پیش بینی شده بود به طول انجامید.

پس از اتمام عبور از سومین پیچ رودخانه که مجبور به قطع آن شدیم یک سر بالایی تقریبا 20 درجه به صورت پاکوب روبروی ما قرارداشت.

ایجاد وقفه، خستگی راه، عبور از رودخانه و تاریکی شدن هوا باعث شده، برنامه طبق پیش بینیهای قبلی اجرا نشود و ناگزیر باشیم تغیراتی در مرحله اول ایجاد کنیم. با پیشنهاد جناب آقای منفردی به سرپرست برنامه و مشورت با برخی از اعضا با تجربه به این نتیجه رسیدیم که چند نفر از نیروهای جوانتر به عنوان پیشرو، جلوتر حرکت کرده و محل مناسبی برای چادر زدن در منطقه آبشار آماده نمایند و بقیه اعضا آهسته به راه خود ادامه دهند.
این عده با حمل چادرهای گروه با سرقدمهای بلندتر به طرف منطقه تلخآب(تلخاب) حرکت کردند، و پس از استراحت کوتاه در تلخآب آماده در حال ادامه مسیر به طرف آبشار در زیر نور ماه بودند، كه بقیه اعضای گروه به همراه اعضای گروه کوه مستان رسیدند. در این لحظه که ساعت 21 را نشان میداد با مشورت اعضای زبده و راهنمای گروه کوهمستان جناب آقای مرادی از پیشکسوتان عرصه کوهنوردی تصمیم بر این شد که شب مانی در تلخآب صورت بگیرد.
نقطه جغرافیایی که GPS به ما نشان می داد به این شرح بود:N:36-01-8، E:51-34-34 با ارتفاع 3073 متر.

صبح روز جمعه مورخ 4/4/89 مرحله دوم برنامه به شرح زير آغاز شد:
اعضا راس ساعت4:30 بيدار شدند و پس از بستن كوله و خواندن نماز راس ساعت5:10 براي نرمش صبحگاهي آماده شدند، پس از 15 دقيقه نرمش مرحله دوم برنامه با تاخير 25 دقيقهاي آغاز شد. با بررسي وضعيت جسماني و روحي و مسايل فني اعضا توسط سرپرست تعداد10 نفر از اعضاي گروه آماده براي صعود قله بودند. (خانم ها: هما پازوكي، خديجه منفردي و آقايان: حسين منفردي(جلودار)، احمد منتظري، حسن منصور، حسن اصل كيا، آرمان احمدي، رضا منتظري، ياسر قانعي (عقب دار)،اسدالله نصيري(سرپرست).
با عبور از رودخانه تلخ آب كه محل اطراق شبانه گروه بود مسير را در تاريكي به سمت منطقه موسوم به آبشار ترك كرديم. با توجه به تقارن برنامه با روز جمعه دعاي فرج توسط اعضاء خوانده شد. سپس پا به مسير پاكوب و مشخصي گذاشتيم كه در بين راه گلهاي از گوسفندان براي چرا مشاهده ميشد كه همراهي سگهاي گله با گروه تا قسمتي از مسير تماشايي بود.
در بين مسير سرپرست برنامه با نشان دادن يخچالهاي طبيعي كه در كنار دره و بر پهنه صخرههاي كوههاي اطراف مشاهده ميشد، توضيحاتي را در مورد آنها ارائه دادند.
پس ازطي 15 دقيقه در ارتفاع 3018 متري و راس ساعت 5:49 اعضاء براي رعايت اصول سيستم لايهاي جهت كم كردن پوشاك اقدام كردند.
بعد از 15 دقيقه و عبور از پيچ و خمهاي مسير آبشار كاملا نمايان شد و چادرهاي رنگارنگي كه كوهنوردان بر پا كرده بودند زير سايه خورشيد و در كنار رودخانه خروشان تابلوي زيبايي از نقاشي در طبيعت چشم را خيره مي كرد.
موقعيت آبشار در ارتفاع 3270 متري ، شيب مسير در حدود 30 درجه بود كه با همراهي رودخانه و در جهت مخالف آب از سمت راست رودخانه و با صداي آبشار حركت كرديم. با عبور از سمت راست رودخانه به سمت چپ در ارتفاع 3306 متري با مختصات:N:36-2-39،E:51-34-20 هم اكنون در سمت چپ آبشار و كنار چادر كوهنورداني كه شب گذشته را آنجا اطراق كرده بودند قرار داشتيم كه ساعت 6:15 دقيقه را نشان مي داد.
آبشار در چند قدمي ما و در ارتفاع 3321 متري با مختصات N:36-2-39،E:51-34-45 ، قرار داشت كه با شكوه و چشم اندازي زيبا جلوه ميكرد.

در كنار آبشار به مدت 10 دقيقه نفسي تازه كرديم و
پس از تجديد قوا از سمت راست رودخانهاي كه به آبشار منتهي مي شد ادامه مسير داديم روبروي ما تنگهاي با شيب تقريبا 55 درجه قرار داشت كه با رعايت اصل عبور زيگزاگي توانستيم بر فشاري كه شيب مسير به اعضاء تحميل مي كرد بكاهيم هر چند مسير طولانيتر شد.
از اين نقطه (آبشار) اعضاي گروه كوه مستان كه پس از ما حركت كرده بودند بعد از همراهي حدود 20 متر مسير خود را از ما جدا كردند و به سمت چپ رودخانه روي يك يال با شيب بين 55 تا 65 درجه قرار گرفتند تا زودتر از ديگر گروهها و جلوتر از ما به گردنه ورزا برسند.

پوشش گياهي اين منطقه اسپندهايي بود كه سر تا سر دره و مسير را با سبزي و عطر دل انگيزش انسان را مسحور مي ساخت احاطه شده بود.

پس از طي 20 دقيقه راس ساعت 6:40 دقيقه براي عبور به سمت راست رودخانه كه به علت نزديك بودن به چشمهاي كه از دل كوه بيرون مي زد، با فشار زياد همراه بود، كه تقريبا در ارتفاع 3410 متري قرار داشت كمي با احتياط عمل كرديم و از رود عبور كرديم.
به علت شيب تند يكي از همنوردان آرام آرام فاصله خود را از گروه كم ميكرد اما با توجه به اصل حفظ سلامتي و بالا نگه داشتن روحيه گروه سر قدم را آهستهتر كرديم تا اعضايي كه فشار بيشتري تحمل مي كردند احساس نا اميدي پيدا نكنند.
با مشورت سر پرست و مدير گروه در ارتفاع 3687 متري كه ساعت 7:45 را نشان مي داد به مدت 20 دقيقه براي صرف صبحانه توقف كرديم كه اين محل تقريباً چشمهاي بود كه رودخانه لالون از آن جاري ميشد.
هر بار كه قرار بود جايي به مدت بيش از چند دقيقه بايستيم با پيشنهاد مدير گروه حتما بايد حركات كششي انجام مي داديم تا نسبت به ريلكس كردن بدن وظيفه خود را به خوبي انجام داده باشيم. در اين مدت توضح مختصري نيز درباره نظر كارشناسان علوم تغذيه در باره صبحانه در كوه توسط اعضاء صحبتهاي خوبي رد و بدل شد.
سمت چپ ما يالي با شيب 65 درجه كه اعضاي گروه كوه مستان روي آن بودند قرار داشت و ما نيز پس از صرف صبحانه راه پاكوب را به سمت راست ادامه داديم. در اين هنگام گروهي از فرهنگيان شهرستان بروجرد از استان لرستان نيز از كنار ما در حال عبور بودند.به رسم ادب و اخلاق كوهنوردي خوش و بشي با اين گروه داشتيم.
نكته قابل ذكر دو نفر از اعضا (آقايان رضامنتظري وقانعي«عقب دار»)از ادامه برنامه انصراف دادند و به طرف تلخ آب محل چادرها بازگشتند.

از اين پس با تعداد 8 نفر به مسير ادامه داديم و با توجه به برگشت عقبدار آقاي احمد منتظري بعنوان عقبدار دوم معرفي شد. در اين لحظه ساعت 9:30 و ارتفاع 4055 متري با مختصات: 3N:42-36-،E:51-33-53 را نشان مي داد.
گردنه وزوا يا ورزا نامي بود كه در اصطلاح بومي به «گاو نر» گفته مي شد زيرا گردنه از پايين دره كه نگاه مي كرديم بصورت يك كله گاو نمايان بود. با مشخص شدن نام گردنه كه توسط سرپرست براي اعضاء توضيح داده شد پا به گردنه وزوا يا ورزا گذاشتيم. نكته قابل ذكر در اين گردنه سرعت زياد باد بود.

اين نقطه كه سمت ديگر آن درهاي پهن قرار داشت كه يخچالهايي بطور پراكنده در آن ديده ميشد محلي بود كه بايد مسير بعدي براي رسيدن به قله را انتخاب مي كرديم. اكثر گروه ها مسير درهاي كه يخچال و در نهايت به صورت شن اسكي مي بود را انتخاب كردند اما با توجه به برنامهريزي قبلي گروه كوهسار86 مسير دوم، قله برج خلنو و (تيغه هاي ژاندارك) را انتخاب كردند. هرچند بابت اين انتخاب نيز اعضاء مشورتي نيز با هم داشتند.
گروه كوهمستان نيز كه تقريبا همزمان با ما البته با تحمل شيبي بيشتر از گروه ما به گردنه رسيده بودند راه اول (دره) را انتخاب كردند. مسير برج از روي گردنه به سمت چپ كه وجود گردهها از مشخصات اين مسير است انتخاب شد، از نكات ديگر درباره اين منطقه درست كردن جاي مناسب براي استراحت به وسيله سنگ چينهايي بود كه توسط كوهنوردان درست شده بود را مي توان نام برد. در نهايت گروه كوهمستان علي رغم تلاش چشمگير موفق به ادامه صعود نشدند و در حاليكه ما روي برج خلنو قرار داشتيم اين گروه بازگشت نمودند. ضمن تبريك به تلاش گروه كوهمستان براي اين گروه تازه تاسيس آرزوي توفيق و سلامتي مسئلت داريم.

علي رغم گرم شدن هوا گروه 8 نفري كوهسار86 با اقتدار ادامه مسير دادند، راس ساعت 10:10 دو نفر از اعضاي گروه(آقاين احمد منتظري و حسن اصل كيا) از ادامه صعود انصراف دادند و طبق سفارش سرپرست قرار شد با هم بازگردند كه متاسفانه اين مورد توسط اين اعضا رعايت نشد زيرا آقاي منتظري دوباره تصميم به ادامه مسير گرفته و پس از گروه قله برج خلنو را صعود كرده بودند و آقاي حسن اصل كيا به تنهايي مسير را برگشته بودند.
نكته قابل ذكر درباره اين موضوع سرپيچي از دستور سرپرست مي باشد زيرا رعايت اصول و نكات اميني توسط همه افراد بايد رعايت شود تا شاكله و لذت سلامتي جسم و روح تضمين گردد.







در مسير بين گردنه به برج خلنو پشت سر ما قله دماوند با شكوه و ابهت خاصي دلربايي ميكرد.

با عبور از گردههايي كه در مسير قله برج خلنو قرار داشت راس ساعت 11 صبح در ارتفاع 4330 متري بر بام برج خلنو نفسي تازه كرديم و با ديدن مناظر اطراف برج خستگي جسمي فراموش شد.
روي قله موسوم به قله برج خلنو تابلويي آلمينيومي كوچكي قرار داشت كه ظاهرا براي مشخص شدن برج بود.


چشم انداز زيباي درياچه خلنو، با رنگ آبي مايل به سبز، خستگي را از تن به در ميكرد. علي رغم اينكه در خرداد ماه بوديم اما هنوز سرسبزي سراسر منطقه چشم نواز بود.


با عبور از روي برج درگيري با تيغههاي ژاندارك آغاز شد در بين مسير، گاهي اوقات مجبور بوديم كوله را از تن جدا كرده و با درگيرشدن با صخرهها و دقت و كمك يكديگر تيغ ها را پشت سر بگذاريم.
گاهي اوقات به قدري استرس و فشار روحي براي عبور از اين صخرهها آزار دهنده بود كه خستگي را چند برابر ميكرد.
در اين مسير هنگامي كه براي عبور از محلي با صخرهها درگير بوديم، دو نفر از كوهنورداني كه در راه بازگشت از قله تقريبا 12 متر بالاتر از ما و روي تيغه ها بودند پيشنهاد كمك دادند كه ابراز لطف و حفظ اخلاق در شرايط بحراني، روحيه ديگران را بيش از پيش بالا مي برد.
عبور از تيغه ها تقريبا وقت گير بود چون نياز به دقت بالايي داشت تقريبا از ساعت 11:22 الي 12:42 كه بر بالاي برج دوم قرار گرفتيم درگيري گروه با تيغه ها به طول انجاميد. GPS ارتفاع در اين نقطه (بخشي از تيغه) را تقريبا 4290 متر نشان ميداد.
حضور خانمها پازوكي و منفردي و همراهي آنان براي عبور از تيغه ها قابل تقدير بود و اگر اغراق نباشد خيلي بهتر از برخي از آقايان در اين برنامه حضور سبزي داشتند.
با وجود تاخير در اجراي برنامه از آغاز آن تا مراحل پاياني، تقسيم زمان براي اجراي دقيق، دشوار مي نمود اما با ياري خداوند و همت همنوردان اين مهم جبران شد.

طبق برنامه ريزي قبلي از برنامه بايد ساعت 11 روي قله خلنو مي بوديم اما راس ساعت 13:30 سركار خانم پازوكي اولين نفري از گروه كوهسار86 بود كه به بام خلنو پاي گذاشتند و به ترتيب سركار خانم منفردي و آقايان نصيري، منصور، احمدي و منفردي روي قله قرار گرفتند.
مختصات قله خلنو:N:36-3-870،E:51-33-11 و ارتفاع 4380 متر را نشان مي داد. از روي قله، علاوه بر قلل برج در پشت سر ما، مقابل ما آزاد كوه، دست راست دشتي محصور بين كوهها كه يكي از مسيرهاي صعود به قله از اين دره بود و وجود يجچالهاي بزرگ كاملا مشهود بود، وجود داشتند. در سمت چپ ما درهاي محصور در بين كوهها و درياچه زيباي خلنو قرار داشت و از اين درياچه مسير پاكوبي مشخص بود كه به سمت وارنگه رود( يكي ديگر از مسيرهاي صعود به خلنو كه در بخش شمشك و ديزين قرار دارد) منتهي مي شد. از جمله نكات قابل توجه وجود پروانههايي بسيار زيبا در اين ارتفاع مي باشد. ضمنا گلهايي نيز از دل سنگ بيرون زده بودند كه به اصطلاح به گل سنگ معروف مي باشند.
روي قله تابلويي از جنس آلمينيوم و استيل به ياد مرحوم ابراهيم شيخي و تصويري از اين كوهنورد فقيد در كنار دماوند حك شده بود. اين كوهنورد در يكي از صعودهاي خود به خلنو دچار ايست قلبي شده بودند.
با قرائت فاتحهاي براي اين بزرگوار و همه كوهنوردان ايران زمين، نام و يادشان را گرامي داشتيم.
روي قله باد شديدي مي وزيد به مدت 45 دقيقه روي قله بوديم، با رسيدن به قله پس از انجام حركات كششي، نفسي تازه كرديم و با صرف نهار روي قله و گرفتن عكس يادگاري، و تماشاي مناظر اطراف، خستگي كامل از بدن رفع شد.


براي برگشت با مشورت سرپرست و اعضاي محترم، دو راه پيش رو داشتيم، يكي راه تيغهها و ديگري، شن اسكي زير قله بود كه راه دوم انتخاب شد.
راس ساعت 14:15 در ارتفاع 4314 متري پس از قله كه به طرف پايين از راه پاكوبي كه آمده بوديم، از روي يخچال طبيعي در طرف چپ ما كه مشرف به دره بود عبور كرديم و با عبور زيگزاگي از شن اسكي زير قله به سمت انتهاي دره سرازير شيدم. اين مسير همان مسير صعود گروههاي ديگري بود كه آنرا انتخاب كرده بودند.
در بين مسير كه با يك يخچال نسبتاً بزرگي روبرو شديم، با استفاده از باتونها به صورت اسكي يا به روش خطرناك و نادرست سر خوردن! استفاده كرديم و به ياد آرزوهاي دوران كودكي تا ميتوانستيم سر خورديم.
نكته قابل ذكر، سر پاييني بودن بيشتر مسير بود كه تنها در قسمت انتهايي مشرف به گردنه وزوا اندكي سر بالايي داشتيم كه اين بخش نيز مجبور بوديم از روي يخچال عبور كنيم. باوجود داشتن يخ شكن لزومي براي استفاده از يخ شكن تشخيص داده نشد.
راس ساعت 15:20 در ارتفاع 3975 متري روي گردنه وزوا قرار داشتيم كه تقريبا چند متري از محلي بود كه هنگام رفت از آنجا عبور كرده بوديم. علي رغم وجود خستگي در اعضاي گروه اما شكوفههاي لبخند حاكي از رضايت دروني اعضا داشت.
با توجه به اينكه سه نفر از اعضا (آقاي منفردي و خانمها پازوكي و منفردي) آهستهتر از بقيه حركت مي كردند، افراد پيشتاز روي گردنه توقف كوتاهي داشتند تا اين سه عضو گروه نيز به آنان ملحق شوند.
بعد از گردنه دوباره مسير سراشيبي با شيب بين 55 تا65 درجه زير پاي ما بود. از بالاي گردنه، چادرهاي خوش رنگ كوهنوردان در كنار آبشار كاملا نمايان بودند.
پس از يك ساعت و ربع راس ساعت 17:10 به منطقه آبشار رسيديم و در كنار رودخانه اندكي استراحت كرديم تا ديگر اعضا نيز برسند. در بين راه آقاي احمد منتظري را نيز ديديم كه در راه بازگشت از قله برج خلنو بود.
با جمع شدن همنوردان در كنار آبشار همگي علي رغم خستگي با روحيه بالا ادامه مسير دادند و راس ساعت 17:45 به تلخ آب رسيديم. ديگر اعضايي كه در تلخ آب باقي مانده بودند به گرمي از ما استقبال كردند كه جاي تقدير دارد.
با استراحت به مدت يك ساعت و ربع و خواندن نماز و خوردن نهار و جمع كردن چادرها راس ساعت 19 با آرايشي جديد گروه به طرف دره لالون حركت خود را آغاز كرد. با توجه به بركشت عقبدار گروه آقاي قانعي، عقب داري به آقاي احمد منتظري تفويض شد.
قبل از شروع حركت سرپرست برنامه ضمن تبريك روز پدر و تولد امام علي(ع) و نيز تبريك تولد يكي از اعضاي گروه جناب آقاي حقيقي، بابت همه كمبودها، تاخيرها، بداخلاقي ها و فشارهاي كه از سوي سرپرست به گروه تحميل شده بود عذر خواهي كردند كه اعضاي محترم گروه با تشويق و تشكر خود وي را مورد تقفد قرار دادند كه لازم مي دانم در اينجا نيز از همه اعضاي محترم بابت زحماتي كه متحمل شدند نهايت تشكر و سپاسگزاري را داشته باشم.
در نهايت با ذكر صلوات براي سلامتي اعضاي محترم به طرف لالون حركت را آغاز كرديم.
نكته قابل توجه تميز و پاكيزه نگه داشتن و جمعآوري زباله توسط اعضاي محترم گروه بود كه پس از جمع كردن چادرها، طبيعت را همانطور كه تحويل گرفته بوديم ترك مي كرديم و جملهاي زيبا از سركار خانم منفردي:«ما به طبيعت محتاجيم و بايد در تميز نگه داشتن آن كوشا باشيم» مويد اين مطلب مي باشد كه اعضاي محترم گروه كوهسار86 پايبندي خود را به اصول مهم كوهنوردي نشان دادند.
از اين پس مسير تازگي خاصي براي اعضاء داشت زيرا هنگام آمدن تاريكي هوا از ديدن مناظر زيباي اطراف محروم بوديم اما اكنون با ديدن اين مناظر طراوت و شادابي در چهره تك تك اعضاء موج ميزد.
با خواندن اشعار و ترانههاي محلي و تزريق روحيه به اعضاء در كنار صداي آب رودخانه و سر سبزي مناظر اطراف، همدل و يك رنگي در گروه را مرور مي كرديم.
بالاخره پس از 45 دقيقه به رودخانه و عبور از آن رسيديم، با تجربهاي كه در مسير رفت اندوخته بوديم از رودخانه به سلامتي عبور كرديم، البته نكته قابل ذكر، افرادي كه بدون توجه به اصول فني و تمرد از سرپرست برنامه از روي سنگهاي داخل رودخانه با روش "پريدن " بدون استفاده از طناب عبور كردند، در امتياز بندي كه در پايان هر برنامه توسط سر پرست داده مي شد، امتياز منفي گرفتند.
رفته رفته و با تاريك شدن هوا به روستاي لالون نزديك شديم و راس ساعت 20:40 به محل پارك خودروها رسيديم. متاسفانه در انتهاي برنامه به علت خالي كردن باد چرخ تمام خودروها توسط فرد يا افراد ناشناس، با وجود خستگي راه، فشار عصبي زيادي به اعضاء تحميل شد. حداقل بين نيم تا يك ساعت مدت زماني بود كه براي تعويض لاستيك خودروها صرف شد اما در نهايت اعضاء به سلامت به خانه هاي خود رسيدند.
نكات مهم برنامه خلنو:
- هماهنگي و همكاري فرد فرد اعضاي محترم با سرپرست برنامه قابل تحسين بوده است..
- برخي از اعضاي محترم به علت نداشتن كفش استاندارد كوهنوردي، علي رغم اينكه ظاهر كفش كاملا به كفش كوه شبيه بودند اما به علت عدم رعايت نكات فني در ساخت اين كفشها دچار آسيب ديدگي شدند با وجود اينكه در كلاس كوهپيمايي، استاد علي نژاد و نيز توصيههاي مكرري از سوي مدير محترم گروه جناب آقاي منفردي درباره خريد كفش و ديگر لوازم به اعضاي گروه شده بود.
عكاسان: سركارخانم هما پازوكي و آقاي آرمان احمدي
سرپرست برنامه: جناب آقاي اسدا... نصيري
فاتحان قله:
خانمها:۱-سركار خانم خديجه مفردي ۲- سركار خانم هما پازوكي.
آقايان: ۳- حسن منصور ۴- آرمان احمدي ۵- احمد منتظري ۶- اسدا... نصيري ۷- حسین منفردي.
ديگر اعضاي شركت كننده در برنامه:
خانمها: ۸- قمر قراء پازوكي ۹- هدي منفردي ۱۰- فرح لك
آقايان: ۱۱- حسن اصلكيا ۱۲- ابراهيم حقيقي ۱۳- ياسر قانعي ۱۴- محمدرضا قراء پازوكي ۱۵- وحيد اصلكيا ۱۶- اميرمحمد اصلكيا ۱۷- رضا منظري ۱۸- مراد حسين زماني ۱۹- حميد صالحآبادي ۲۰- مرتضي زينآبادي ۲۱- محمد نئيسي شوشتري ۲۲- علي باقري ۲۳- مرادي
این وبلاگ به منظور مشارکت در تقویت، گسترش و توسعه ورزش محبوب کوهنوردی طراحی و به جامعه بزرگ کوهنوردی پیوست.