مقدمه:

    توچال نام يک قله و همچنين بخشي از دامنه رشته‌کوه‌هاي البرز مركزي است. دامنه توچال مجاور با شهر تهران و قله آن مشرف به اين شهر است. مشهورترين و پررفت ‌و آمدترين پناهگاه‌ها و جان پناه‌هاي توچال به ترتيب از شرق به غرب کلک‌چال، شروين، شيرپلا، توچال، اسپيدکمر و پلنگ‌چال است که همگي آنها مشرف به تهران هستند. جالب است بدانید دارآباد، کلک‌چال، فرحزاد و حتی امام‌زاده داوود بخش‌هایی از توچال به شمار می‌روند که به طور میانگین بین ۲۸۰۰ تا ۳۱۰۰ متر ارتفاع دارد.

      تله‌کابين توچال بعنوان طولانی‌ترین خط تله‌کابین جهان که چهار دهه پیش توسط پومای اتریشي در شمالی‌ترین نقطه تهران بنا نهاده شده (علاوه بر تله‌سي‌يژ مختصر منطقه دربند) داراي بالابر است و پيست توچال تنها مکان قابل اسکي اين منطقه است. ايستگاه دوم اين تله کابين در 2000 متري از سطح دريا، ايستگاه پنجم در 3000 متري و ايستگاه هفتم در ارتفاع 3700 متري از سطح دريا است. از سال 2003 ميلادي مهمان‌پذيري به نام هتل "توچال" در ايستگاه هفتم تله‌کابين توچال تکميل و راه اندازي شده است. نماي اين هتل از چوب بوده و به هر دو دامنه البرز (تهران در دامنه جنوبي و روستاهاي شمال و جاده چالوس در دامنه شمالي) اشراف دارد.

«علی مقیم» در کتاب کوهپیمایی در توچال به این نکته اشاره می کند که «در اسناد تاریخی دوره قاجاریه اشاره‌هایی به مراسم شب‌مانی و آتش افروزی بر فراز دشت مسطح میان گردنه شهرستانک و توچال در زمان فتحعلی شاه و دوره ناصری به چشم می‌خورد. بی شک استقرار این گونه اردوها در چنین مناطقی محصول شناسایی قبلی رهروان این کاروان ها بوده است».

برای کوه‌نوردان تازه کار و ورزشکاران مبتدی صعود به توچال به ظاهر امریست عاری از خطر و بسیار ساده، اما تجربه نشان داده که بسیاری از تلفات کوهستانی در همین ارتفاعات به وقوع پیوسته است. معمولا به سبب بارش زود هنگام برف و تداوم آن در فصول پاییز و زمستان این ارتفاعات در نیمه دوم هر سال با شرایط خاص آب و هوایی دست و پنجه نرم می کند و به لحاظ مسطح بودن زمین نسبت به دیگر عوارض امکان خطا و اشتباه برای کوه‌نوردان بسیار شایع است. در این زمینه تنها کوه‌نوردان تازه کار قربانی نمی‌شوند، چه بسا که خبرگان این رشته نیز تنها به علت یک سهل انگاری کوچک گرفتار خشم توچال شده و جان خود را از دست داده‌اند.

در زمستان به لحاظ برفگیر بودن توچال لازم است برنامه صعود در حد امکان یک روزه تنظیم شده یا امکانات لازم برای اقامت مهیا شود. بسیاری از حوادث توچال زمانی اتفاق افتاده که کوه‌نورد پاکوب‌های مسیر رفت خود را هنگام بازگشت به دليل پوشیده شدن با برف گم کرده و در نهایت مسیر را به این صورت از دست داده است. بهمن‌های سنگین نیز از جمله تهدیدات جدی توچال به شمار می‌رود که در فصل سرما به دلیل تابش آفتاب بر روی برف‌ها، ورزش باد یا ارتعاشات صوتی در شیب‌ها سرازیر شده و ممکن است کوه‌نوردان نا آشنا را غافلگیر کند.

گزارش برنامه گروه:

  طبق برنامه ريزي انجام شده براي شش ماهه دوم سال 1389، برنامه صعود به قله توچال براي تاريخ‌هاي 12 و 13/12/89 در نظر گرفته شده بود و با اطلاعيه‌اي كه بر روي سايت گروه قرار گرفته بود قرار بود اعضاي شركت كننده در اين برنامه،‌ در روز پنجشنبه مورخ 12/12/89 راس ساعت 15 در ميدان سربند (مجسمه كوه‌نورد) حضور داشته باشند.

       با توجه به هماهنگي قبلي من به همراه سرپرست برنامه آقاي مهدي مخدوم ساعت 50/14 در ميدان سربند حاضر شديم. برف خفيفي هم مي باريد. هنوز خبري از ديگر اعضاي گروه نبود كه احتمال مي داديم بخاطر ترافيك معمول شهر تهران باشد. ساعت 20/15  آقاي نصيري از راه رسيد و ساعت 30/15 نيز محمدصادق كريمي به ما پيوست. به دليل سرماي هوا و تاريكي زود هنگام در اين فصل، پيامكي براي سرگروه محترم فرستاديم و قرارمان را در پناهگاه شيرپلا گذاشتيم و ساعت 40/15 به طرف شيرپلا حركت كرديم. حدود 10 دقيقه بعد خانم پازوكي تماس گرفتند و اعلام نمودند بخاطر ترافيك در مسير مانده‌اند و بعداً به ما خواهند پيوست.

به غير از چند مغازه و قهوه خانه ابتداي مسير، الباقي آنها بدليل سرما و عدم مشتري بسته بودند و حوض‌هاي آب اين اماكن كاملا يخ زده بود. سكوت سنگيني در منطقه بود و فقط صداي رودخانه پس قلعه از كف دره شنيده مي‌شد.

حركت گروه خوب بود و ارتفاع برف هم در برخي نقاط به 20 سانتيمتر مي‌رسيد. پس از يك ساعت و 35 دقيقه و در ساعت 15/17 به جان‌پناه زنده ياد داوودي رسيديم. كمي استراحت كرديم و بعد از خوردن كمي آب و تنقلات دوباره حركت كرديم. هوا رفته رفته تاريك‌تر مي‌شد و مسير نيز كاملا يخ زده بود. صخره‌هاي پيش رو را كه شيب زيادي هم داشت با كمك طناب‌هاي ثابت كارگذاشته شده طي كرديم و از پله‌هاي آهني كه از شدت سرما دستكش‌ها به آن مي چسبيد بالا رفتيم. چراغ‌هاي پناهگاه شيرپلا روشن بود و با ديدن آن نيرو گرفتيم و اندك مسير باقي‌مانده را به سرعت طي كرديم.

ساعت 30/18 به پناهگاه شيرپلا رسيديم. داخل سالن عمومي شديم. حدود 20 نفر در آنجا مشغول استراحت و خوردن غذا بودند. فوراً  لباس‌هاي خود را عوض كرديم و بعد از خواندن نماز مشغول خوردن شام شديم. سرپرست محترم گروه نيز به همراه خانم پازوكي در ساعت 30/20 به شيرپلا رسيدند. برف همچنان مي باريد و از پنجره پناهگاه چراغ‌هاي روشن شهر تهران در تاريكي شب منظره بسيار زيبايي را رقم زده بود.

شيرپلا پناهگاهی کوهستانی است كه در ارتفاع ۲۷۵۰ متری از سطح دریا قرار دارد و مسیرهای آن از سربند، پس‌قلعه و آبشار دوقلو است. از شیرپلا تا قله توچال معمولاً سه تا چهار ساعت راه است. این پناهگاه در دو طبقه و دارای امکاناتی چون خوابگاه با ظرفیت ۱۵۰ نفر، ناهارخوری، بوفه، نمازخانه و سرویس کامل بهداشتی و لوله‌کشی آب و برق است. در افسانه‌ها آمده است کیقباد، پادشاه اساطیری، پیش از رسیدن به سلطنت به کمک جهان پهلوان رستم، در دژ کیقباد که در شیرپلای امروزی قرار داشته، زندگی می‌کرده ‌است.

ساعت 30/9 براي استراحت به اتاق 6 تخته كوچكي كه با يك بخاري برقي گرم مي‌شد و از قبل توسط سرپرست برنامه (آقاي مخدوم) هماهنگ شده بود رفتيم و بعد از مرتب كردن وسايل كوله پشتي و آماده نمودن لباس‌هاي مورد نياز براي صعود فردا، به اميد فردايي سرد و برفي و صعودي بياد ماندني خوابيديم.

اعضاي گروه كوهسار در سالن غذاخوري پناهگاه شيرپلا

صبح روز جمعه مورخ 13/12/89 ساعت 6 بيدار باش داده شد و اعضاي گروه بعد از خواندن نماز به سرعت وسايل را برداشته و به سالن عمومي براي صرف صبحانه رفتيم. برف زيبايي باريده بود و با برف‌هاي قبلي ارتفاع آن به حدود 40 سانتي متر رسيده بود. عده ديگري از كوه‌نوردان هم درحال صرف صبحانه و آماده شدن براي صعود قله بودند.

گروه در حال آماده شدن براي حركت از شيرپلا به طرف قله توچال

ساعت 40/7 از پناهگاه شيرپلا خارج شديم و به طرف قله توچال حركت كرديم. دو گروه تقريباً 8 نفره نيز كمي جلوتر از ما حركت مي‌كردند كه بخاطر برف كوبي اوليه توسط آنها، حركت براي ما كمي راحت‌تر شده بود.

دل ربايي‌هاي زمستان ارتفاعات تهران

همزمان با ما آقاي حميدرضا ثابتي يكي از كوه‌نوردان ثابت قدم در كوه توچال كه بنده در تمامي برنامه‌هاي توچال و همچنين چند دفعه هم در جبهه جنوبي دماوند ايشان را ديده بودم با ما هم‌قدم شده بود و با توجه به طبع خوبي كه در شعر و شاعري داشت، شعر زيباي رقص برف را براي‌مان خواند .......

بر قامتش برف را ديدم

زانو زدم و بوسيدم

چه با شكوهست پايكوبی‌ مان در رقص برف

جشنواره‌ ای از زيبايی و شكوه

بازي‌گوشی ابرها آغاز می­‌شود. چون نشستن بر فراز كوه را دوست دارند.

گويی آسمان را به زمين می‌ دوزند.

اینجا آسمان نزديک است.

و فاصله‌ ای وجود ندارد.

حضور ابرها را حس می‌ كنی و بر روی آن­ها راه می‌­روی

شوق پرواز بال‌هايت را باز می‌‌كند

ايستاده در اوج به اوج می‌‌رسی

باد زوزه كشان زره‌های بلورين برف را به آسمان پرواز می‌دهد

و شلاقش را بر بدنمان می‌كوبد

و سيلی زنان صورت گرممان را نوازش می‌كند

و از چهر­ه‌مان مجسمه‌ای يخی می‌سازد

رقص برف و شوق رفتن تا رسيدن بر فرازش فاتحانه عشق ديدن

قصه­ی برف و زمستان است و بس

برف همراه با باد ملايمي صورت‌هايمان را نوازش مي‌داد و به قول آقاي ثابتي رقص‌كنان بر زمين مي‌نشست.

گروه در هواي برفي و بوران در حال صعود به قله توچال

نفرات گروه از راست: مهدي مخدوم(سرپرست برنامه)، غلامرضا منتظري، اسدا... نصيري، خانم فاطمه پازوكي و حسين منفردي(سرپرست گروه)

نفر جلويي مهمان گروه آقاي علي محمدي از صبا باطري

آقاي علي محمدي يكي از كارمندان صبا باتري كه شب قبل هم تا شيرپلا با ما همراه شده بود، در اين قسمت به ما پيوست و بعنوان عضو مهمان گروه با ما همراه شد. با فرا رسيدن زمان ظهر، سرپرست برنامه آقاي مخدوم با صداي دلنشين خود نداي ملكوتي اذان ظهر را سرداد كه مورد توجه و تشويق كوه‌نوردان قرا گرفت.

هرچه بالاتر مي رفتيم ارتفاع برف بيش‌تر و بر سرعت باد افزوده مي‌شد. ساعت 40/10 به پناهگاه سنگ سياه يا اميري در ارتفاع 3500 رسيديم و براي استراحت و نوشيدن چاي و تغذيه به داخل پناهگاه رفتيم. داخل پناهگاه چند نفري مشغول استراحت بودند و ما نيز به نيم طبقه فوقاني رفتيم. حدوداً يك ساعتي در پناهگاه بوديم و ساعت 40/11 دوباره به طرف قله حركت كرديم.

گروه در حال استراحت موقتي در جانپناه اميري در مسير سياه سنگ

 از اين قسمت بعد مسير با ميله‌هاي نارنجي رنگي كه شماره گذاري شده بود مشخص بود و با توجه به برف زيادي كه در كوه وجود داشت و همه جا يك‌دست سفيد پوش بود، راهنماي خوبي براي كوه‌نوردان بود. رفته رفته بر شدت سرما افزوده مي شد اما گروه همچنان با اراده‌اي قوي حركت مي‌كرد.

 

طناب يخ‌زده در مسير توچال

ميله فلزي كه به صورت قنديل درآمده

شيب مسير در نزديكي قله كمي بيشتر شده بود و بدليل برف كوبي انجام شده رمق زيادي از بچه‌ها گرفته بود. با توجه به خستگي مفرد خانم پازوكي، صادق كريمي كوله ايشان را بدوش گرفت و آن را تا قله حمل كرد كه نهايت ايثار و از خود گذشتگي را به نمايش گذاشت. در آن سرما و خستگي طاقت‌فرسا، كوله پشتي فشار زيادي را به كوه‌نورد تحميل مي‌كند، در اين شرايط سخت كمتر كسي حاضر مي‌شود كوله اضافه بر دوش بگيرد اما با توجه به خصلت كوه‌نوردان و اهميت به كمك به ديگر اعضا كه يكي از اصول كوه‌نوردي است چندان بعيد به نظر نمي‌رسيد. به هر حال قابل تحسين بود.

صادق كريمي كه زودتر از ما به قله رسيده بود، مشغول فيلم‌برداري از اعضاي گروه كه در حال طي كردن آخرين قدم‌ها تا رسيدن به قله بودند شد و بالاخره ساعت 03/14 همگي اعضاي گروه به قله توچال در ارتفاع 3964 متري رسيده و مستقيم به داخل جان‌پناه كروي شكل روي قله رفتيم.

داخل جان‌پناه چند نفري مشغول خوردن ناهار بودند و ما هم با نوشيدن چاي گرم و كمي نان و پنير و شكلات انرژي گرفتيم. درجه برودت هوا 22 درجه زير صفر بود.

 حدود نيم ساعت در قله مانديم و براي يك لحظه ابرها و مه روي قله كنار رفت و توانستيم قامت زيباي قله دماوند را از دور نظاره كنيم و بعد از گرفتن چند عكس و ثبت لحظات تكرار نشدني به طرف ايستگاه 7 تله كابين حركت كرديم.

قامت زيبا دماوند از فراز قله توچال در 13 بهمن 1389

اعضاي گروه بر فراز قله توچال در سرماي 22 درجه زير صفر به نقل از هواشناسي

نفرات از راست: اسدا... نصيري، فاطمه پازوكي، حسين منفردي، غلامرضا منتظري، مهدي مخدوم(سرپرست برنامه) و محمدصادق كريمي(عكاس برنامه)

بدليل شرايط نامساعد جوي، مه غليظ و باد شديدي كه از پايين به طرف قله مي‌وزيد، تصميم گرفته شد مسير برگشت را با تله كابين طي كنيم و با پرداخت مبلغ 105000 ريال براي هر نفر سوار بر تله شده و پس از 30 دقيقه در ساعت 45/15 به ايستگاه اول تله كابين توچال رسيديم و با سوار شدن بر اتوبوس شركت واحد تا جلوي درب اصلي رفتيم.

آقاي نصيري و محمدي (عضو مهمان) از ما جدا شدند و رفتند و صادق هم تنها رفت و من به همراه آقاي مخدوم و آقاي منفردي و خانم پازوكي با يك تاكسي دربستي به طرف ميدان سربند كه روز قبل ماشين‌ها را آنجا پارك كرده بوديم رفتيم.

      اين بود گزارشي از يك صعود بياد ماندني بر فراز قله توچال. به اميد موفقيت تك تك اعضاي گروه كوهسار رينه لازيجان و ديگر كوه‌نوردان عزيز ميهن عزيزمان  ايران.

سرپرست برنامه: آقاي مهدي مخدوم

عكاس برنامه: آقاي محمدصادق كريمي

اعضاي شركت كننده در برنامه: ۱- آقاي مهدي مخدوم ۲- محمدصادق كريمي ۳- غلامرضا منتظري     ۴- اسدا... نصيري ۵- علي محمدي(مهمان گروه از صبا باطري) ۶- حسين منفردي ۷- خانم فاطمه پازوكي.