به نام خالق هستی

زمین را با هزاران نعمت برای زندگانی خلق مقرر فرمود و در آن میوه های گوناگون با پوشش برگ و شکوفه و غلاف و دانه های مختلف با عطر و گل بسیار خلق کرد، حال به پاس این همه نعمت بی پایان ما نیز نسبت به نگه داری زمین و طبیعت حساس و کوشا باشیم و این هدیه آسمانی را با دل و جان حفظ کنیم.

امروز پنجشنبه دوم اردیبهشت ماه 1389 مطابق با بیست و دوم آوریل مصادف با هفتم جمادی الاولی است که روز زمین پاک نامیده شده است.

بار دیگر گروه کوه‌نوردی کوهسار 86، عزم سفر کرده و کوله بر دوش نهاده و پا به عرصه طبیعت گذاشه است.

این بار مقصد گروه خطه سرسبز مازندران منطقه چلاو خواهد بود، حدود 145 کیلو متر که از تهران از طريق جاده هراز خارج شویم اواخر جاده هراز 30 کیلومتری شهرستان آمل، 500 متر پس از کارخانه آب معدنی آملو سمت راست جاده تابلوی روستا نمایان است. ورودی روستا به نام و سیمای شهیدان آراسته شده است.

حدودأ ساعت 6 بعد از ظهر است، در ابتداي جاده چلاو در انتظار ديگر همنورداني هستيم كه ديرتر از تهران با وسايل نقليه شخصي حركت كرده‌اند، طي تماس تلفني هماهنگي‌هاي لازم با آن‌ها انجام شده و به طرف روستاي سنگ‌چال حركت كرديم.

پس از طي 7 كيلومتر به دو راهي رسيده‌ايم كه منطقه چلاو را به جنوبي و شمالي تقسيم مي‌كند، (در قسمت جنوبي چلاو روستاهاي پاريمه، پاشاكلا، نجاركلا و تيار و در قسمت شمالي روستاهاي گنگركلا، چمه‌بن، سنگ‌چال و گت‌كلا  واقع شده‌اند. در ضمن روستاي فيلبند همچون نگيني در بالا دست تمامي روستاها در شيب تندي واقعه شده كه در شب نماي بسيار زيبا و قشنگي را به نمايش مي‌گذارد.) هر كدام از جاده‌ها را برويد در نهايت مي‌توانيد به سنگ‌چال برسيد، ولي جاده سمت چپ ترديك‌تر و آسفالت مي‌باشد. (اگر جاده مستقيم «سمت راست» را رفتيد پس از پشت سر گذاشتن چند روستا و طي كردن كمي از جاده خاكي شسته و عبور از يك رودخانه با خودرو به جاده سمت راست در روستاي گنگر كلا مي‌پيونديد كه در ادامه به سنگ‌چال و در نهايت به فيلبند مي‌رسيد.)

از جاده سمت چپ پس از طي 10 كيلومتر به ابتداي روستاي سنگ‌چال مي‌رسيد، در مدت كوتاهي كه اين مسير را طي كرديم، هوای دل‌چسب بهاری دوم اردیبهشت ماه روز زمین پاک، غروب دل‌انگیز خورشید، عطر گیاهان، صدای آواز پرندگان، همه و همه دست به دست هم داده و صفای خاصی به روحمان بخشیدند.

كم‌كم هوا رو به تاريكي مي‌رفت، که با پیرمردی(موتور‌سوار) مهربان برخورد كرده و با آن زبان شيرين و روستايي‌اش به ما خوش‌آمد گفته و دعوت به منزلش كرد، در اين لحظه فكر مي‌كرديد سال‌ها با اين مرد زنده دل آشنايي و قرابت داريد، با راهنمایی ايشان جاده خاكي سمت چپ كه به طرف روستای گت‌کلا مي‌رفت ادامه مسير داديم، پس از حدود 5/1 كيلومتر به يك دو راهي رسيديم كه سمت چپ به روستاي گت‌كلا و سمت راست به آستانه امام‌زاده محمد (ع) بالا محل سنگ‌چال مي‌رفت، با هماهنگی قبلي سر پرست گروه، در زائر سرای اما‌زاده مستقر شديم. سرپرست گروه پس از پياده كردند ما، به پايين محل روستا به دنبال ديگر همنوورداني كه اشتباه به طرف فيلبند رفته، و چند نفري هم كه زودتر رسيده و در داخل روستا منتظر ما بودند، رفته و آن‌ها را  با خود آورده بود. با كمي فاصله دیگر اعضا گروه نیز به ما پیوستند.

هم زمان با ورود ما در اين مكان ديدني و وصف‌ناپذير، برق قطع شده بود، پس از ادای نماز مغرب و عشاء و آمدن برق گروه مشغول خوردن شام و استراحت شدند. پس از صرف شام در جلسه‌ای که سرپرست گروه براي هماهنگي و تشريح بيش‌تر برنامه تشکیل داده بود، شرکت کرديم، پس از آشنایی با موقعیت و نقشه محل و شنیدن صحبت‌هاي دیگر اعضاء و کمیته‌ها جلسه به پايان رسيده، و همگي در محوطه و فضاي زيباي روستا رفته و کمی هم با آسمان هم صحبت شدیم و جهت‌يابي در شب با استفاده از ماه و ستارگان را تمرين كرديم.

شب را به امید خدا و خیال جنگل به صبح رساندیم. صبح ساعت 30/5 دقيقه با روشن كردن برق توسط سرپرست گروه، از خواب بيدار شده و پس از ادای فریضه نماز صبح و انجام نرمش صبحگاهی آماده حرکت شدیم.

طبق برنامه اعلامي، پس از ملحق شدن دو همنورد ديگر كه از شهرستان آمل آمده بودند، ساعت 30/6 دقیقه صبح روز سوم اردیبهشت، آستانه امام‌زاده محمد (ع) روستای را در ارتفاع 1373 متري و از مختصات جغرافيايي  E634590-N4006022 ترك كرديم.

پس از عبور از موانع و حصار منابع طبیعی و پشت سر گذاشتن شيب نسبتاً تند، به ابتداي روستاي گت‌كلا رسيديم  و در اين مكان بود كه چهار نفر از دوستان كوه‌نورد كه شب گذشته دير وقت از تهران به روستا آمده، و موفق نشده بودند به گروه بپيوندند، به ما پیوستند و جمعأ 23 نفر به حرکت ادامه دادیم.

ساعت حدود 30/7 دقیقه صبح بود که آخرین خانه‌های روستا گت‌كلا را از سمت شمال پشت سر گذاشتیم.

سبزی‌های صحرایی به وفور دیده می شد، علاقه خانم‌ها به سبزی‌های معطر و چیدن آن در حرکت گروه وقفه‌ای کوتاه ایجاد کرد، درختان جنگلی با خزه‌های بسیار و منظره جالب طبیعت، ما را به خود مشغول کرده بود.

در ساعت 15/8 دقيقه صدای سوت سرپرست ما را از حرکت باز داشت، دوستان در ارتفاع 1571 متری و در مختصات E634294 -N4007230 کوله‌ها را بر زمین گذاشته و مشغول خوردن يكي از لذت‌بخش‌ترين و زيباترين صبحانه شدند.

 

ساعت 50/8 دقیقه با گرفتن چند عکس يادگاري و با سوت ديگر حركت را ادامه داديم، از میان گله گوسفندانی عبور کردیم که اکثرآن‌ها بره بودند و سر و صدای فراوانی ایجاد می کردند. فضای جنگل، صدای پرندگان، صدای خش‌خش برگ‌ها و مناظر دیدنی و بکر ما را به خود مشغول کرده بود، که صدای آواز یکی از اعضا گروه روحیه بیش‌تری به ما بخشید.

به چشمه‌ای که از دل سنگ‌ها می جوشید رسیدیم و پس از نوشیدن آب به حرکت ادامه دادیم.

 پس از گذشتن از يك شيب 50 تا 60 درجه به بالاي يالي رسيده بوديم كه تا قله راهي نماده بود.

در اين مكان كه چشم‌انداز دل‌نوازي داشت با كمي استراحت و در راستاي آموزش شب گذشته، جهت‌يابي در جنگل بر اساس خزه‌هاي درختان، دواير رشد درختان و لانه‌مورچه‌ها را تمرين كرده و سپس به حركت ادامه داديم.

ساعت 5/10 دقیقه در حالی که 1 ساعت و 35 دقیقه در بين راه استراحت و توقف كرده بوديم، به قله شمال گت‌كلا در ارتفاع 1882 متر و مختصات E633897 – N4007944  رسيده‌ايم.

کل مسافتی که اكنون طی کردیم 3950 متر می‌باشد و همه‌ي 23 نفر از جمله نوجوان 11 ساله با روحيه بسيار عالي و با طراوت و شادابي قله را فتح کردند.

اكنون هوا كمي غبارآلود و مه‌گرفته است، اگر هوا صاف بود و رطوبت هوا اجازه می داد، شهر بابل، آمل، محموآباد و حتی دریا و قسمت‌هايي از جاده هراز نیز دیده می شد.

پس از 1 ساعت و 15 دقيقه استراحت و صرف آب، چای و تنقلات و خواندن شعر و سرود و ایجاد روحیه مضاعف در افراد، با صدای سوت سرپرست گروه از طرف يال جنوب شرقي قله به طرف پايین حرکت کردیم.(در ضمن لازم به يادآوري است اگر اين يال را ادامه دهيد پس از 45 دقيقه به قله ديگري با ارتفاع ۱۸۸۰ متري مي‌رسيد)

در ارتفاع 1594 متری و در مختصات E 634848 –N 4006930 به حصار روستا نزدیک شدیم، پیرزنی مهربان با لهجه شیرین مازندرانی ما را به منزلش دعوت کرد، همسرش ( حاج غلامحسین اله قلی نسب ) مردی زحمتکش و دامدار بود که به دنبال روزی رفته بود. به پرچینی که به عنوان حیاط خانه او بود وارد شدیم، درخت ازگیل بزرگی با تاجی وسیع سایه بسیار زیبایی در حياط منزلش ایجاد کرده بود که اعضا را به طرف خود جذب نموده بود، با کمی استراحت در سایه درخت و خرید چند تخم‌مرغ محلی از پیر زن مهربان خداحافظی کردیم. ساعت 13 و 45 دقیقه به امام‌زاده محمد رسیدیم و اعضا پس از ادای نماز ظهر و عصر و صرف نهار با هم خداحافظی کرده و به آغوش خانواده‌ها برگشتند.

تهیه عکس توسط: آقای محمدصادق کریمی

تهيه گزارش از: آقاي احمد منتظري

                                  تا سفری دیگر درود و بدرود

افراد شركت كننده در برنامه:

خانم‌ها: فاطمه پازوكي، سپيده قراء، هدي منفردي و فاطمه منتظري.

آقايان: ابراهيم حقيقي، مهدي فتحي، حسن منصور، ياسر قانعي، مهدي مخدوم، محمدصادق كيمي، محمد كتال، محمد قراء، آرمان احمدي، جلال حقيقي، احمد منتظري، احمد جناب‌زاده، مجيد نوايي، اميرحسين منصور، حميد فريدوني، شمس‌الدين، نصيري و حسين منفردي.